بابا صفرى
291
اردبيل در گذرگاه تاريخ ( فارسى )
و وقتى دو نفر باهم اختلافى پيدا كنند آنكه حق را از آن خود ميداند به طرف پيشنهاد مىكند « برويم وضو بگيريم و در شيخ به قرآن سوگند بخوريم » . وطندوستى بنام « على بيگ » كه در تاريخ اردبيل بايد به نيكى از او ياد كرد : در سال 1027 هجرى موقعيت سختى براى ايران و اردبيل پيش آمد و جوانمردى يكى از سپاهيان ايرانى الاصل عثمانى ، كه « على بيگ » نام داشت ، قشون ايران را از شكست و اضمحلال و شهر اردبيل و بقعهء شيخ صفى الدين را از خرابى و انهدام نجات داد . در آن زمان بين ايران و عثمانى جنگى روى داد و چون عثمانيها قوى بودند قسمتى از آذربايجان به تصرف آنها درآمد و شهر تبريز نيز سقوط كرد . در اين واقعه شاه عباس در اردبيل استقرار داشت و سپاه ايران نيز از تبريز به سمت اردبيل عقبنشينى كرده بين آن دو شهر اردو زده بود . فرماندهان صفوى در حمله به تبريز و پيكار با عثمانيها اصرار داشتند ولى شاه مصلحت را در خوددارى از اين حمله ميدانست و حق هم با او بود . زيرا « خليل پاشا » سردار عثمانى در اين صدد بود كه سپاه ايران را بار ديگر به سمت تبريز بكشاند و با نقشههاى خاصى كه طرح كرده بود آنها را تار و مار كند . شاه عباس كه امكان چنين امرى را پيشبينى ميكرد از قبول درخواست فرماندهان خوددارى مينمود و چنين مىپنداشت كه با فرا رسيدن زمستان قشون عثمانى تاب مقاومت نياورده عقبنشينى خواهد كرد و فرصت ديگرى براى ترميم قواى ايران و تلافى اين حمله بدست خواهد آمد . در اين ميان « طهمورث خان » شاهزادهء گرجستان با اطلاع از گرفتارى شاه عباس درصدد برآمد كه با سپاهى باردبيل حمله نمايد و بانتقام كليساهائى ، كه از طرف شاه ايران در گرجستان آتش زده شده بود ، بقعهء شيخ صفى الدين را آتش بزند و اين خبر بس ناخوشايندى بود كه در اردبيل بشاه عباس رسيد . شاه عباس دستور داد كه فورا شهر را از سكنه تخليه كنند و ساكنين اردبيل را بنواحى شرقى و شمالى كوچ دهند و در صورتى كه شهر از طرف دشمن تهديد